دخترک پرسید:اگه کوسه ماهیا آدم بودن، با ماهیا مهربونتر می شدن؟
و جواب شنفت:
پس چی!
اگه کوسه ها آدم بودن،
تو دریا واسه ماهیا خونه می ساختن و پر خوراکیش می کردن!
اگه یه ماهی چیزیش می شد... مثلا باله اش زخم بر می داشت
هواش رو داشتن تا یه وقت نمیره!
واسه اینکه دلش نگیره،
زیر آب جشنای بزرگ راه می نداختن...
آخه ماهی خوشحال از ماهی پکر خوشمزه تره!
تو اون اتاقا واسه ماهیا مدرسه هم درست می کردن و
حالی شون می کردن چطوری رو به دهن کوسه ها شنا کنن!
اونوقت باید جهت یابیم یاد می گرفتن
تا بتونن درست به سمت کوسه ها برن!
اگه کوسه ها آدم بودن به ماهیا درس اخلاق می دادن!
یادشون می دادن بهترین کار واسه یه ماهی کوچولو
اینه که خودشو به یه کوسه پیشکش کنه!
اگه کوسه ها آدم بودن،ماهیا یه سری هم به هنر می زدن!
از دندون کوسه ها نقاشیای خوشگل می کشیدن،
نمایشایی راه می نداختن که توشون،
باریگرایی که نقش ماهیا رو بازی می کردن
با دل شاد تو دهن کوسه ها می رفتن!
وقت این شیرین کاری آهنگای قشنگم پخش می شد!
اونوقت تو اونجا یه مذهبی هم راه می افتاد که می گفت:
زندگی واقعی از تو شکم کوسه ها شروع می شه!
اگه کوسه ها آدم بودن، ماهیا با هم برابر نبودن!
ماهیای بزرگتر، کوچیک تر ها رو نوش جان می کردنو
این واسه کوسه ها خوب بود!
چون می تونستن ماهیای گنده تری رو بالا بندازن!
سرتو درد نیارم!
اگه کوسه ها آدم بودن،
زیر دریا هم قانون وجود داشت...!
(برتولت برشت) ترجمه یغما گلرویی
|
+| نوشته شده توسط
امیر در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388
|